


وقتی یک سارق افسانهای تابلوی مونالیزا را هدف سرقت خود قرار میدهد، دو جوان غریبه را برای کمک به خدمت میگیرد و سپس فاش میکند که آنها خواهر و برادری هستند که سالها از یکدیگر دور افتاده بودند... و البته، راستی، خودش هم پدر آنهاست. این خانوادهی جدید که ناخواسته به درون تجدید دیداری پرآشوب کشیده شدهاند، اگر کمترین شانسی برای به سرانجام رساندن سرقت قرن میخواهند، باید همکاری با یکدیگر را یاد بگیرند — و سعی کنند همدیگر را نکشند.